تبلیغات
سایت موضوعات حقوقی مهدی رحمانی منشادی - مطالب سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی

سوال :

با سلام
رای دادگاه در خصوص محکومیت به پرداخت مهریه در تاریخ 16/7/84 به بنده ابلاغ گردیده.دادخواست تقسیط (نه ااعسار وتقسیط) را در تاریخ 22/7/84 به دادکاه تسلیم نموده ام .وقت رسیدگی به دادخواست تقسیط از طرف دادگاه به تاریخ 8/11/84 معین گردیده است.با توجه به اینکه زمان رسیدگی به دادخواست بعد اجرای حکم خواهد بود و بنده قادر به پرداخت یکجای مهریه نیستم بنده برای جلوگیری از حبس چه کاری باید انجام بدهم؟

سلام
دادخواستی به خواسته توقف عملیات اجرای رای قطعیت یافته را به دادگاهی كه دادخواست تقسیط را داده اید ارائه كنید.




طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، تقسیط مهریه و اعسار مهریه،
برچسب ها: سوال حقوقی، سوال، سوال از وکیل، وکیل، وکیل و سوال، سوال و وکیل، اعسار از مهریه،

تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393 | 02:06 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
سوال
با سلام
خانومی هستم که با شوهرم 21 سال از من بزرگتر است و میل خود را به مسائل جنسی از دست داده و در ماه یک بار هم با من نزدیکی نمی کند آیا در اسلام درباره عدم تمکین مرد مطلبی هست؟همچنین اگر هم با بنده نزدیکی کند بسیار بی روح است و به هیچ عنوان من را ارضاء نمی کند حتی یک بار هم من را نمی بوسد این عمل او مرا به گناه استمناء نزدیک کرده وبارها فکر خود ارضائی به سرم زده است.ذکر یا دعایی برای از بین بردن کاهش میل جنسی وجود دارد؟
ایا می توانم درخواست طلاق بدهم؟

جواب
 راه حل مشکل موجود می باشد چرا می خواهید صورت مسئله را پاک کنید؟
ایشان به دلیل سن با کاهش میل جنسی روبرو هستند که خوشبخانه امروز در دنیای علم پزشکی همه چیز یافت می شود
کافی است یک بار به یک متخصص یا نه یک پزشک عمومی مراجعه فرمایید داروهایی به شما می دهد که اگر آنها را به شوهرتان بدهید به راحتی تحریک شده و شهوت تمام بدنش را فرا می گیرد و به خاسته خود می رسد.
در مورد ارضاء شما نیز آیا تا به حال از خواسته اید؟ شما پیش شوهرتان باید حیا را کنار بگزارید و به او بگویید شک نکنید که به مقصود خود می رسید. و البته اگر شوهرتان اهل دین و مذهب است این روایات را به او نشان دهید:
پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
سه چیز از نامهربانى است : این كه كسى با كسى همراه شود و از نام و كنیه وى نپرسد ؛ این كه مردى به غذایى دعوت شود و نپذیرد یا بپذیرد و نخورد ؛ و این كه مرد پیش از بازى ، با همسر خویش نزدیكى كند .

قرب الإسناد ، صفحه 160 ، حدیث 583 عن أبی البختری عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار ، جلد 103 ، صفحه 285 ، حدیث 9؛ الفردوس ، جلد 3 ، صفحه 637 ، حدیث 5998 عن الإمام الحسین علیه‏السلام نحوه ، كنز العمّال ، جلد 9 ، صفحه 37 ، حدیث 24814
دانش نامه احادیث پزشكی : 1 / 620

شما به متخصص رفته داروها که همه رقمه اش یافت می شود بسیار کارساز است گرفته و البته از همسر خود نیز بخواهید که با شما بازی کند بلاشک مشکل شما حل خواهد شد.
التماس دعا
یا علی
منبع: http://www.nooreaseman.com



طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، تمکین،
برچسب ها: نشوز، ضمانت اجرا نشوز، ضمانت حقوقی نشوز، نشوز؟، نشوز در حقوق، نشوز زن، نشوز زوجه،

تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

س: اگر زن اطاعت از شوهر ننماید و هیچ گونه به سخن وی

وقعی نگذارد و از خانه خود بدون اجازه شوهر بیرون رود ـ از یک ماه بیشتر و کمتر ـ آیا حق نفقه و سکنی دارد یا خیر؟ آنچه حکم اللّه است مرقوم فرمایید.

ج: در فرض مرقوم حکم به نشوز زن می شود و حق نفقه و سکنی ندارد.

س: آیا شوهر می تواند زوجه خود را که دچار ناراحتی های

عصبی است مکلّف به اقامت در شهر نماید؟ با وجودی که می داند زندگی در شهر برای همسرش مناسب نیست و باعث تشدید بیماری وی می گردد؟

ج: اگر برای زن «حرجی» یا «ضرری» باشد، شوهر نمی تواند او را تکلیف به ماندن در آن محل نماید مگر آنکه با تهیه وسایل رفاهی، ضرر و حرج را از زن رفع نماید.

س: مردی هستم متأهل و ساکن تهران. ده سال است ازدواج

کرده ام. همسرم اهل تبریز می باشد. به خاطر مسئولیت های شغلی در تهران امکان سکونت در تبریز را ندارم. همسرم نیز مایل به سکونت در تهران است ولی وابستگی های قومی و تعهدات فرهنگی او را وادار نموده که نتواند در تهران و در منزل شوهرش اقامت گزیند. در طول ده سال گذشته این دوری ها، ناراحتی های بسیاری برای ما ایجاد کرده و باعث اختلال فکری و روحی من و همسرم گردیده است. حل شرعی این مسئله را بیان فرمایید؟

ج: اگر منزل مسکونی شما در تهران موافق شأن همسرتان باشد، متابعت در سکنی بر او لازم است و در صورت تخلف، ناشزه محسوب می شود مگر اینکه انتخاب مسکن برای زن در ضمن عقد شرط شده باشد.

س: در تحریرالوسیله باترجمه ـ جلد 3، صفحه 532، کتاب

نکاح «فصل فی المهر»، مسئله 11، فرموده اید: «بل لها ان تمتنع من التمکین و تسلیم نفسها حتی تقبض مهرها الحالّ.»

ما در دادگاه با زنانی مواجه می شویم که می گویند ما به شوهرمان تمکین نمی کنیم، چون مهرمان را نداده و مطالبه می کنیم ولی نمی دهد. آیا این مسئله شامل این طور زنان می شود که قبلاً تمکین کرده اند و چه بسا بچه هم از شوهر خود پیدا کرده اند؟ یا مخصوص زنانی است که برای اولین بار شوهر می خواهد با آنان نزدیکی کند؟

ج: اگر قبلاً تمکین کرده، حق امتناع ندارد.

س: آیا این موضوع که زن باید در عمل زناشویی از شوهر خود

تمکین کند، حدی دارد؟ یا اینکه به طور نامحدود هر گاه شوهر خواست، باید زن تمکین کند؟ (البته در مواقعی که عذر شرعی نداشته باشد.)

ج: هر گاه شوهر بخواهد، زن باید تمکین کند.

س: آیا به این دلیل که کودک باید دو سال کامل شیر بخورد،

می توان از نزدیکی با شوهر اجتناب کرد؟ (چون در آن صورت احتمال مجدد حاملگی و قطع شیر هست.)

ج: در فرض مرقوم در صورت درخواست شوهر، زن حق امتناع ندارد.

س: دختری که به عقد فردی در آمده و هنوز مدخوله نیست از

شوهرش تقاضای نفقه می نماید اما شوهر می گوید تا زن تمکین نکند، نفقه اش را نمی دهد و زن اظهار می دارد که تا تمام مهریه را نگیرد، تمکین نمی کند. آیا او مستحق نفقه حال و گذشته هست یا نه؟

ج: در فرض مسئله که زن برای گرفتن مهریه، تمکین نکرده، نفقه ساقط نمی شود.

س: اگر زن در برابر شوهر خود تمکین نکند و یا خود را برای

شوهرش آرایش نکند و شوهر بترسد که به گناه بیفتد، وظیفه اش چیست؟ آیا می تواند برای جلوگیری از افتادن در گناه، زنش را کتک بزند یا او را طلاق بدهد و یا بدون رضایت او زن دیگری بگیرد؟

ج: اختیار طلاق با شوهر است و باید خود را از گناه نگه دارد و زن اگر تمکین نکند، ناشزه است و استحقاق نفقه ندارد.

س: تکلیف شرعی مرد در مورد استمتاع از همسر ضد انقلاب و

تارک واجبات شرعیه و نفقه او چیست؟

ج: اگر مسلمان است، حکم سایر زن های مسلمان را دارد و البته او را ارشاد کنید.

س: اینجانب از زنم ـ که چند سال پیش طلاقش داده ام ـ

فرزندی دارم که اکنون هشت سال دارد و هر ماه خرج او را به مادرش تحویل می دهم تا از او نگهداری نماید ولی اکنون می خواهم فرزندم را تحویل گرفته و خود عهده دار نگهداریش باشم؛ در صورتی که مادرش از تحویل او به من خودداری می نماید و من هم دیگر نمی خواهم خرج ماهیانه او را بدهم در این صورت وظیفه شرعی و اسلامی من چیست؟ آیا می توانم حتما فرزندم را از دست مادرش که شوهر دیگری دارد بگیرم؟ و در صورت عدم تحویل مادرش، آیا درست است که خرج و مخارج او را قطع نمایم؟ خواهشمند است جواب مرحمت فرمایید؟

ج: حق حضانت فرزند پسر تا دو سال و فرزند دختر تا هفت سال با مادر است و بعد از آن، مادر حق ندارد و پدر می تواند فرزند را تحویل بگیرد. ولی در هیچ صورت نمی تواند نفقه بچه را قطع کند و با تزویج مادر در اثناء مدت حضانت، حق حضانت او ساقط می شود و پدر حق پیدا می کند.

منبع: http://www.hawzah.net




طبقه بندی: تمکین، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: نشوز، ضمانت اجرا نشوز، ضمانت حقوقی نشوز، نشوز؟، نشوز در حقوق، نشوز زن، نشوز زوجه،

تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393 | 10:50 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

در صورتی که دادگاه حکم به فسخ نکاح صادر کند، نحوه اجرای حکم چگونه است؟ آیا صرف قطعیت دادنامه و ارسال رونوشت دادنامه به دفترخانه کفایت می‌کند یا اقدام دیگری باید انجام شود؟

پاسخ:

در صورت صدور حکم بر فسخ نکاح و قطعیت یافتن رأی صادر شده، حکم صادر شده از تاریخ قطعیت فسخ نکاح تلقی می‌‌شود و ارسال رونوشتی از دادنامه به دفترخانه تنظیم‌کننده سند نکاحیه به منظور فسخ و بلااثر نمودن سند ثبت شده نکاح کافی خواهد بود.

منبع: http://www.lawgostar.com




طبقه بندی: فسخ نکاح، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: فسخ، فسخ نکاح، فسخ عقد نکاح، فسخ عقد، برهم زدن نکاح، برهم زدن عقد نکاح، برهم زدن،

تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393 | 07:11 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
حکم فریب در ازدواج چیست؟
من یه سوالی برام پیش اوومده که مشکلی هست که اتفاق افتاده متاسفانه ..و می خواستم بدونم حکمش چی میشه. گفتم شاید سوال برای دیگران هم پیش بیاد. ولی امیدوارم هیچ وقت برای هیچ دختر و پسری همچین مسئله ای پیش نیاد.

دختری هست که بیماری داره که مربوط میشه به مشکلات عصبی و روحی که غش میکنه و دهنش کف میکنه و از این چیزا..

خانواده دختر در مدت زمان کوتاهی که دختر و پسر در مرحله آشنایی به سر میبردن زیاد اجازه با هم بودن رو نمیدادن ..تا اینکه اصرار شدید و پافشاری خانواده دختر برای جاری شدن عقد بوجود اوومد..
و متاسفانه کوتاهی از طرف خود پسر و شاید از طرف خانواده پسر هم بوده که دلیل این همه اصرار خانواده دختر باید شک بر انگیز باشه..

خلاصه عقد جاری شد و باز هم رابطه طوری نبوده که مدت زیادی از روز رو پیش هم باشن...در حد یک مهمونی یا خرید یا دید و بازدید ...تا اینکه ازدواج میکنند و میرن زیر یک سقف و بعد زا یک ماه شوهر متوجه میشه که بله زن دچار همچین مسئله ای هست.

متاسفانه به خاطر نا آگاهی پسر و اینکه الان هم سر خونه و زندگیشون هستن و دیگه نمیشه کاری کرد به کسی هم چیزی نگفته بوده..تا اینکه بعد از 6 ماه اختلاف و ناراحتی زیادی بینشون پیش می یاد تا پسر به حرف می یاد ولی نه به خانواده دختر به خانواده خودش میگه..

11 ماه از زندگیشون میگذره و اختلاف ها بیشتر و بیشتر شده..

حالا خانواده پسر و خود پسر می خوان بدونن اگه پسر درخواست طلاق بده (( که این کار رو نمیخواد بکنه فقط می خواد اطلاع داشته باشه)))..به عنوان اینکه اونها فریب دادن و پنهون کردن مشکل دخترشون رو..

که اگه قبل از اینکه زیر یک سقف برن خیلی راحت عقد باطل بود و هیچی به دختر تعلق نمیگرفت..این تو عقد نامه هم اوومده که هر کدوم از طرفین بیماری داشته باشن و بعد از عقد متوجه بشن عقد باطل هست. و اون موقع متوجه بیماری نشده بودن..

حالا بعد از 11 ماه زیر یک سقف زندگی کردن می خواد بدونه حکمش چی میشه؟؟؟

مهریه چقدر بهش تلعق میگیره ((مهریه دختر 500 سکه طلا هست))با این فریبی که داده در اصل دخترشون مریض بوده و خواستن دخترشون رو دستشون نمونه...
در اصل شوهر داره تمام مشکلات روحی و روانی و عصبی این دختر رو تحمل میکنه...چه میشه کرد؟؟؟؟؟

اینم بگم که این موضوع حتی ممکنه برعکسش هم باشه یعنی مرد مریض باشه و زن ندونه..
چی میشه؟؟؟
پاسخ: حکم فریب در ازدواج چیست؟

عزیزم قبل ار جواب دادن به سوالت باید این نکته رو یاداور بشم که هر موردی از این دست با موارد دیگه تقاوت داره و نمیشه جواب راجع به این مورد رو به موارد دیگه حتی با درجه شباهت زیاد تعمیم داد مضاف بر ان قوانین راجع به تدلیس و فریب در اردواج تمثیلی هستن و تا حدودی تشخیص در اختیار قاضی و تحت تاثیر استدلالهای وکیل و قاضی است ولی من سعی میکنم جوابت رو براساس مبانی و قوانین موجود بدم و حتی الامکان از استدلال خودم خودداری کنم

فرض صحت و سلامت زن و شوهر شرط و مبنای عقد بشمار میره که در غیر این صورت برای طرف مقابل حق فسخ ازدواج ایجاد میشه ولی هر بیماری نمیتونه این حق رو ایجاد کنه فقط شامل بیماریهایی میشه که به روابط زناشویی و زاد ولد لطمه بزنه در این موارد قاضی زن رو به پزشکی قانونی میفرسته و اگر بعد از معاینات پزشک حاد بودن قضیه رو تایید کنه ممکنه حکم به فسخ داده شه که در این صورت ممکنه(بسته به موضوع فسخ) خانم حقوق مالی من جمله مهریه نداشته باشه در صورت باکره بودن ولی در صورت اینکه باکره نباشد و روابط زناشویی انجام شده مستحق مهریه است
چنانچه بیماری صد در صد صرع شدید تشخیص داده شود و در گزارش پزشکی قانونی به صعب العلاج بودنش اشاره گرددو در ضمن ثابت شودشوهر هم از صرع خانم بیخبر بوده حکم به فسخ نکاح داده میشود علاوه بر این نیتونه فریب در اردواج هم باشه و جنبه کیفری هم دارد

این رو هم اضافه کنم که مدت استفاده ار حق فسخ کوتاهه یعنی اقا نمیتونه بعد ازیکی 2 سال از فهمیدن بیماری خانم بخواد از این حقش استفاده کنه و باید ظرف 6 ماه اقدام کنه
منبع: http://www.roozmenu.com




طبقه بندی: تدلیس یا فریب در ازدواج، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: تدلیس، فریب، تدلیس ازدواج، فریب ازدواج، فریب در ازدواج، تدلیس در ازدواج، فسخ نکاح،

تاریخ : یکشنبه 9 شهریور 1393 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

تدلیس در نکاح، اعمال حق فسخ، شرائط و آثار آن

1- اگر زنی در زمان ازدواج موضوع آشپزی بلد نبودن خود را مطرح نکند؟اگر به گونه ای در مراسم خواستگاری آرایش کند که زشتی یا زیبایی او معلوم نشود و به گونه ای آرایش کرده که چند خال سیاه بدن خود را پوشانده باشد؟حکمش چیست؟ آیا مرد به خاطر تدلیس میتواند نکاح را حتی بعد از نزدیکی فسخ کند؟ آیا مهر را بدهد؟اگر امکان فسخ نکاح نیست آیا این امور در مهر تاثیری ندارد؟
2- اگر در زمان نکاح مهریه بر اساس عرف شهری باشد و بعد معلوم شود چنین عرفی در ان شهر نبوده است؟ آیا مرد میتواند مهر را فسخ کند تا به اجرت المثل برگردد؟در صورت تدلیس چه کسی مسئول است؟

1- به موجب ماده 1128 قانون مدنی: هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شد که طر ف مذکور فاقد وصف مقصود بوده ، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده و یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد."
بنابر این وانمود کردن شخص به داشتن صفات غیر واقعی تدلیس محسوب می شود.البته به شرطی که آن صفت در طرف شرط شده باشد یا از چنان اهمیتی برخوردار باشد که عقد بر مبنای آن صفت واقع شود. یعنی اگر چنان صفت یا خصوصیتی در طرف نمی بود و یا اگر فلان وصف را پنهان یا به داشتن آن تظاهر نمی کرد، آن عقد واقع نمی شد. در فقه در این زمینه تحت عنوان " تدلیس الماشطه " یعنی تدلیس آرایشگر که زن را به نحوی آرایش کند تا عیوب ظاهری وی پنهان مانده و مورد پسند واقع شود، مباحث مفصلی انجام شده. حال اینکه مثالهائی که ذکر کرده اید مانند بلد نبودن آشپزی یا پنهان کردن یکی دو خال در انتخاب شما تأثیرگذار بوده نیازمند بررسی و تحقیق دقیق است . اما بطور عادی این امور از موارد تدلیس محسوب نمیشود زیرا تأثیر آنها مبنائی نیست مگر آنکه وجود آنها با وجود کم اهمیت بودن شرط شده باشد.
2- تدلیس موجب پیدایش حق فسخ برای فریب خورده است و به موجب ماده 1131 قانون مدنی " خیار فسخ ، فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد ، بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را منفسخ نکند؛ خیار او ساقط می شود به شرط این که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد...." یعنی همین که که شخص فریب خورده متوجه تدلیس طرف عقد شد ، برای استفاده از این حق نباید تعلل و غفلت و یا مسامحه کند و باید فوراً برای از اثر انداختن نکاح و بر هم زدن آن اقدام نماید.
3- اگر شوهر بخواهد تدلیس را بعد از نزدیکی اعمال نموده و نکاح را فسخ کند باید تمامی مهر را به زن بدهد.اما در صورت فسخ نکاح قبل از نزدیکی ،زن حق مهر ندارد.
4- طبق ماده 1087 قانون مدنی ، صورتی که در نکاح مهر ذکر نشده یا عدم مهر ذکر شده باشد، طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معلوم کنند و پرداخت مهرالمثل تنها در صورتی است که قبل از تراضی بر سر مهر بین آنها نزدیکی واقع شده باشد.بنابر این درصورتی که مهریه تعیین شده باشد ، معتبر می باشد و امکان فسخ مهریه نیست مگر در فسخ نکاح قبل از نزدیکی که توضیح داده شد.
5- همسر فریب خورده از دو طریق یعنی هم از نظر حقوقی و هم از نظر جزائی ، بر اساس فریب و تدلیس در امر ازدواج می تواند از شوهر خود شکایت کند.
از نظر حقوقی ،زن می تواند به استناد خیار تدلیس نکاح خود را منحل سازد.
ب ) از نظر جزائی ، فریب خورده می تواند به استناد ماده 647 قانون مجازات اسلامی شوهرش را که بر خلاف واقع خود را دارای اوصافی که قبلاً ذکر شد معرفی نموده ، تحت تعقیب قرار دهد و از او شکایت کند.
6- بطور کلی فریب خورده برای مطالبه ضرر و زیان و خسارات خود می تواند به مدلس(فریب دهنده )مراجعه کند.
منبع: http://azdta.blogfa.com



طبقه بندی: تدلیس یا فریب در ازدواج، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: تدلیس، فریب، تدلیس ازدواج، فریب ازدواج، فریب در ازدواج، تدلیس در ازدواج، فسخ نکاح،

تاریخ : یکشنبه 9 شهریور 1393 | 03:28 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
دادخواست ازدواج در جواب سوال دوست عزیزمان علی

«از نظر قانون مرد تنها با اجازه همسر اول خود امكان ازدواج مجدد دارد. این ازدواج هم باید حتما در قالب سندی رسمی اعلام شود و اجازه‌هایی كه به شكل شفاهی یا كتبی اعلام شده باشد باید بررسی شود.
سند عقدنامه و محضر نیز از جمله مواردی است كه زن می‌تواند در آن به همسر خود اجازه ازدواج بدهد، اما در پرونده‌های تمكین زمانی كه توافقی میان زن و مرد حاصل نشود، پس از صدور اجرائیه و ابلاغ آن به زن، در صورتی كه همسر در مدت قانونی پاسخی به اجرائیه ندهد و حاضر به حضور در خانه شوهر و آغاز زندگی مشترك نشود، مرد با مراجعه به دادگاه و طرح دادخواست، تقاضای ازدواج مجدد می‌كند. دادخواست مذكور نیز به این صورت تنظیم می‌شود كه مرد به عنوان خواهان خطاب به دادگاه خانواده اعلام می‌كند: «ریاست محترم دادگاه خانواده ....... با سلام و احترام؛ به استحضار می‌رساند اینجانب ...... در سال ....... با خوانده طی سند رسمی به شماره...... به عقد دائم یكدیگر درآمدیم. همسرم مدت ...... است كه از تمكین و زندگی مشترك خودداری می‌كند و منزل مسكونی مشترك را ترك كرده است. بنده نیز برای ایشان اظهارنامه‌های مختلفی ارسال كرده‌ام كه بی پاسخ مانده و شكایت تمكین مطرح شده از سوی بنده نیز منتهی به صدور رای به نفع اینجانب و صدور اجرائیه گردیده، اما باز هم زوجه تمایلی به تمكین نشان نداده است.
از آنجا كه عدم عمل نمودن زوجه به وظایف زناشویی مشكلات متعددی برای اینجانب به همراه داشته است، از محضر دادگاه تقاضای رسیدگی به این دعوی و صدور حكم مبنی بر اجازه ازدواج مجدد را دارم.» پس از ارائه این دادخواست این پرونده نیز مانند دیگر پرونده‌ها روال قانونی خود را طی می‌كند و پس از ابلاغ واقعی و قانونی كه در شماره‌های گذشته درباره آن خواندید پرونده در وقت تعیین شده مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. دادگاه در جلسه رسیدگی صحبت‌های هر دو طرف را می‌شنود و با بررسی دقیق آنها و در صورت نیاز تحقیق درباره این صحبت‌ها با طی كردن روال عادی بررسی پرونده، پس از قطعی شدن حكم در دادگاه تجدیدنظر، دادگاه به مرد برگه‌ای می‌دهد كه مرد براساس آن می‌تواند بعد از ازدواج، ازدواج تازه خود را در محضر ثبت و از نظر قانونی ازدواج وی رسمیت پیدا می‌كند.»
قاضی عموزادی در ادامه صحبت‌های خود به این نكته اشاره می‌كند كه بسیاری از مردانی كه با همسر خود دچار اختلاف می‌شوند، ممكن است به ازدواج مجدد فكر كنند. برخی از آنها ممكن است سراغ ازدواج موقت بروند؛ در چنین حالتی، اگر آنها از دادگاه اجازه نداشته باشند زن با اطلاع از این مساله و اثبات آن در دادگاه بسادگی می‌تواند طلاق بگیرد. برای اثبات نیز راه‌های مختلفی وجود دارد. ممكن است مرد خود به این مساله اقرار كند. ممكن است زن شهودی را به دادگاه معرفی كند كه در تصمیم‌گیری دادگاه موثر باشد. یا این‌كه از دادگاه تقاضای استعلام كند و با گرفتن نامه‌ای به دفترخانه‌ای كه ازدواج در آن ثبت شده مراجعه كند.
قاضی عموزادی در تكمیل صحبت‌های خود به این نكته اشاره می‌كند كه برخلاف تصور عمومی، مرد بدون اجازه همسر خود حتی امكان ازدواج موقت هم ندارد و اثبات چنین موضوعی در دادگاه برای زن حق طلاق ایجاد می‌كند، اما وقتی مردی با اجازه دادگاه اقدام به ازدواج مجدد كند، همسر او دیگر امكانی برای طلاق گرفتن ندارد.
علت این مساله هم این است كه از نظر قانون همان‌گونه كه زن حقوقی مانند مهریه و نفقه دارد، وظیفه تمكین هم به عهده دارد و به همین دلیل به همان ترتیبی كه قانون از حقوق او حمایت می‌كند، از حقوق همسر وی نیز طرفداری می‌كند.
زنانی كه به عنوان خوانده به دادگاه دعوت می‌شوند، قطعا با ازدواج همسران خود مخالفند. هرچند طی حكم دادگاه این زنان ملزم به تمكین شده‌اند و حالا با عدم تمكین ناشزه محسوب می‌شوند، اما این مساله دلیلی بر عقب‌نشینی و خالی كردن میدان به نفع همسرانشان نیست. به همین دلیل اغلب زنان با حضور در دادگاه نكات مختلفی را مطرح می‌كنند تا امكان ازدواج را از همسر خود سلب كنند.
یكی از این نكات «زیر سوال بردن توانایی مالی مرد برای ازدواج مجدد» و طرح این نكته است كه «این مرد چگونه قرار است هزینه زندگی جدید خود را تامین كند»؟ به گفته قاضی عموزادی، وقتی مردان در مقابل چنین سوالی در دادگاه قرار می‌گیرند، نكات مختلفی را عنوان می‌كنند. مثلا می‌گویند «فردی كه قصد ازدواج با او را دارم، خودش دارای درآمد است» یا این‌كه می‌گویند «درآمد كافی برای اداره دو زندگی را دارم.» این مسائل در دادگاه بدقت بررسی می‌شود و در صورت اثبات این مساله كه مرد توانایی ازدواج مجدد دارد دادگاه به ازدواج مجدد رای می‌دهد. شاید برای بسیاری از مخاطبان ما این سوال پیش بیاید كه اگر مردی با اجازه دادگاه ازدواج كند و همسر اول او قصد بازگشت به زندگی مشترك را داشته باشد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ زنان گاهی برای آزار و اذیت همسر خود دست به چنین اقداماتی می‌زنند و باعث می‌شوند مردی كه دوباره طعم دامادی را چشیده، به دردسر بیفتد.
گاهی هم ممكن است زن پس از ازدواج مجدد همسرش به هر دلیل دیگری كه به تعداد انسان‌های روی كره زمین متعدد است، به فكر بازگشت به زندگی خود بیفتد. درباره این مساله كه زنان چگونه می‌توانند بار دیگر به زندگی خود بازگردند، قاضی عموزادی می‌گوید: ساده‌ترین شكل كار، ارسال اظهارنامه از سوی زن برای مرد است كه در آن زن قید می‌كند با توجه به این‌كه از نظر قانونی و شرعی هنوز در علقه زوجیت همسرش است، قصد دارد دوباره به زندگی خود بازگردد.
در این مرحله مرد موظف است وسایل لازم برای زندگی مجدد زن را فراهم كند و در بحثی مانند نفقه هم باید بتواند عدالت را میان همسران خود رعایت كند. اگر مردی در این مرحله به اظهارنامه ارسالی از سوی همسرش توجه نكند، زن می‌تواند به دادگاه مراجعه و درخواست خود را پیگیری كند كه اگر باز هم مرد نسبت به این مساله بی توجهی كند، برای زن شرایطی فراهم خواهد شد كه بتواند دادخواست طلاق بدهد.
از نظر قانون مرد تنها با اجازه همسر اول خود امكان ازدواج مجدد دارد. این ازدواج هم باید حتما در قالب سندی رسمی اعلام شود
یادآوری این نكته هم لازم است كه مردان همیشه تنها بابت ناشزه بودن همسران خود دادخواست ازدواج مجدد نمی‌دهند بلكه آن‌گونه كه این قاضی دادگاه خانواده عنوان می‌كند، وجود مشكلاتی همچون بیماری عفونی زن كه امكان تمكین خاص او از مرد را سلب می‌كند، توانایی مالی قابل توجه مرد، عدم تمایل زن به تمكین خاص از مرد و... هم جزو دلایلی است كه دادگاه با بررسی دقیق آن در صورت درستی ادعای مرد به وی امكان ازدواج می‌دهد.
مثلا اگر زنی بیماری خاصی داشته باشد كه امكان تمكین را فراهم نكند و این بیماری علاجی نداشته باشد، با درخواست مرد، دادگاه زن را برای معاینه به پزشكی قانونی می‌فرستد و در این محل با معاینه دقیق پزشكی درستی ادعای مرد بررسی می‌شود. گاهی نیز ممكن است مردی با مراجعه به دادگاه عنوان كند كه همسرش پاسخگوی همه نیازهای زناشویی او نیست و در چنین حالتی ممكن است مرتكب خلاف شود و توان مالی برای اداره دو زندگی را هم دارد. این مساله نیز در دادگاه بررسی می‌شود.
نكته مهم این است كه زن نمی‌تواند با وجود بیماری از همسر خود تمكین نكند و به او هم اجازه ازدواج مجدد ندهد. یكی دیگر از مواردی هم كه ممكن است در دادگاه پیش بیاید، مساله اختلاف سنی میان زن و شوهر است كه در مواردی خاص كه زن از مرد خیلی بزرگ‌تر است، ممكن است دادگاه با اثبات ناتوانی زن در تمكین از مرد حكم به ازدواج مجدد بدهد.

ازدواج مجدد و تبعات آن

پیچیده شدن پرونده‌های خانوادگی معضلات زیادی را برای هر دو طرف پرونده به دنبال دارد. یكی از این وضعیت‌های پیچیده در پرونده‌های خانوادگی زمانی رخ می‌دهد كه زنان بدون عذر موجه از همسر خود تمكین نمی‌كنند و مردان نیز اقدام به ازدواج مجدد می‌كنند.
محمد مصطفایی یكی از وكلایی كه در شماره‌های گذشته نیز با وی گفتگو كردیم، درباره ازدواج مجدد مردان و تبعات آن می‌گوید: «قانونگذار برای ازدواج مجدد شرط‌های خاصی قائل شده و مرد نمی‌تواند از این شروط تخطی كند.
یكی از این شرط‌ها «اجازه همسر اول» است و دیگری زمانی محقق می‌شود كه زن ناشزه باشد و یا دچار بیماری شده باشد. برخی از مردها ممكن است در طول زندگی به دنبال فرصتی برای ازدواج مجدد باشند كه یكی از این فرصت‌ها عدم تمكین همسر آنهاست. برخی مردها ممكن است عمدا شرایطی را به وجود بیاورند كه همسر آنها در شرایط عدم تمكین قرار گیرد و سپس سراغ ازدواج مجدد بروند.»
مصطفایی درباره این مطلب كه در وضعیت فعلی جامعه ما مردان تا چه حد با داشتن حكم ازدواج مجدد و داشتن همسری ناشزه امكان ازدواج دارند، می‌گوید: « در بسیاری از مواقع برخی زنان به دلیل مشكلات مالی و از سر اجبار اقدام به ازدواج دوباره با مردی می‌كنند كه از طرفی از دادگاه اجازه ازدواج مجدد دارد و از طرف دیگر همسرش از او تمكین نمی‌كند. معمولا وضعیت مالی خوب مرد و مشكلات مالی زن در چنین مواردی عامل مهمی برای شكل گیری چنین ازدواج‌هایی است.
البته ازدواج مجدد مردان همیشه به دلیل ناشزه بودن همسرشان نیست، بلكه گاهی هم مرد با زن دیگری ارتباط برقرار می‌كند و این مساله به ازدواج موقت مخفیانه منتهی می‌شود. چنین مساله‌ای به مرور سبب می‌شود مرد نسبت به همسر اول خود بی مهری كند و تاثیر این بی مهری در كنار مشكلات احتمالی مالی موجب پیدایش مشكلات مختلفی برای زنان می‌شود. در نقطه مقابل زنان هم زمانی از همسر خود تمكین نمی‌كنند كه از او متنفر شده باشند و در این مرحله مرد برای آزار زن دادخواست تمكین می‌دهد و طبیعی است وقتی تنفر زنی از همسرش به جایی رسیده باشد كه از خانه او بیرون بیاید، دیگر تمكین نكردن از همسرش كاملا طبیعی است.»
مصطفایی با اشاره به این نكته مهم كه ماده 1133 قانون مدنی حق طلاق را منحصرا به مرد داده و زن برای گرفتن طلاق باید طی مسیری طولانی عسر و‌حرج و سختی خود را ثابت كند می‌گوید: مسائلی كه در این مرحله پیش می‌آید در پرونده‌هایی كه مشمول مرور زمان می‌شود ممكن است موجب بروز برخی مفاسد شود، مثلا خانمی كه قانونا و شرعا همسر فرد دیگری است، اما از ناحیه او تامین مالی نمی‌شود، سراغ روابط دیگری می‌رود. بارها چنین وضعیتی پیش آمده و زنان دستگیر شده‌اند و حكم به سنگسار آنها داده شده است. در برخی موارد نیز به دلیل این‌كه زنان امكان اثبات عسر و حرج خود را ندارند، طی آشنایی با مردی دیگر نقشه قتل همسران خود را می‌كشند.
منبع: http://hoqouq363.mihanblog.com



طبقه بندی: ازدواج مجدد، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: ازدواج مجدد، اجازه ازدواج مجدد، زن دوم، ازدواج دوم، زن بعدی، تجدید فراش، زن دیگر،

تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

اجازه ازدواج مجدد به شوهر برای بچه‌دار شدن

مردی هستم ۳۹ ساله و متأهل، هفت سال است که ازدواج کرده‌ام خانمم بچه دار نمی‌شود. من هم خیلی بچه دوست دارم، دکتر هم رفتیم اما فایده‌ای نداشت حالا خانمم می‌گوید یک زن دیگر بگیر تا بچه دار بشویم، با هم زندگی می‌کنیم لطفاً راهنمایی کنید.

جام جم سرا: درباره مسئله نداشتن فرزند، ناباروری همسر، اهمیت این موضوع، راهکار‌ها و... پیش از این در همین صفحه مطالبی ارائه شده است که می‌توانید با مطالعه آن‌ها پاسخ لازم را دریافت کنید، با این حال همه چیز به تصمیم شما و همسرتان بستگی دارد. اما نداشتن فرزند دلیلی بر پایان دادن به پیوند زناشویی و یا ازدواج مجدد نیست؛ چرا که‌‌ همان طور که می‌دانید راه‌های دیگری برای صاحب فرزند شدن وجود دارد و منطقی به نظر نمی‌رسد اگر همه راه‌ها را امتحان نکرده‌اید، به سراغ آخرین راه حل که طلاق و یا ازدواج مجدد است بروید.

به هر حال، با توجه به اینکه شما علاقه دارید فرزنددار شوید و آن طور که از ظاهر قضیه پیداست، همسرتان نیز با ازدواج مجدد شما مشکلی ندارد موضوع کمی مهم‌تر و البته تا حدی پیچیده خواهد شد. لازم است قبل از اتخاذ هر تصمیمی این نکات را مد نظر قرار دهید:

۱ - بدانید عشق و احساسات قابل تقسیم نیست، لذا نمی‌توان آن را میان افراد متعدد (به عنوان همسر) سرشکن کرد! به طور کلی در روابط زناشویی آنچه عمده و اساس است، امور روحی و معنوی است یا به عبارتی، عشق و عاطفه و احساس همسران به یکدیگر. بنابر این ملاحظه می‌شود که نقطه پیوند دو نفر در زندگی به هم، دل و عشق آن دو به یکدیگر است که اگر هر یک با نفر دومی آن را تقسیم کرد، دیگر نمی‌توان اسم آن را پیوند عاطفی یا عشق نهاد. لازمه زندگی مشترک، تعهد و وفاداری است.

۲ - از طرف دیگر رسیدن به احساس رضایت از زندگی مشترک تنها با داشتن فرزند کامل نمی‌شود. همین که صاحب همسری صبور و البته این طور که به نظر می‌رسد فداکار هستید، خود می‌تواند تا حد زیادی تأمین کننده آرامش شما باشد و احساس رضایت از زندگی را منتقل کند. شما و همسرتان می‌توانید نیاز به پدر شدن و مادر شدن خود را از طریق قبول یک فرزند خوانده برطرف کنید.

۳ - اینکه همسر شما به ازدواج مجدد شما رضایت داده است نیز جای بحث دارد. شاید شما از رضایت وی مبنی بر ازدواج مجددتان خشنود باشید، اما لازم است بدانید بویژه زمانی که او قادر به بچه دار شدن نیست بیش از پیش به حمایت عاطفی و درک شما نیازمند است. تفاوتی نمی‌کند هفت سال یا شصت سال، از آغاز زندگی مشترکتان می‌گذرد، آنچه مهم است عشق بدون قید و شرط است، نه عشق به شرط فرزند دار شدن! به نظر می‌رسد همسرتان شما را دوست دارد و حتی شاید از اینکه شما را از دست دهد بسیار نگران است تا حدی که حاضر است با فرد دیگری ازدواج کنید که البته تحمل ادامه زندگی در کنار زنی دیگر می‌تواند برای همسرتان امری بسیار دشوار باشد. لذا لازم است یک بار دیگر علاقه شدید خود به داشتن فرزند خونی را بررسی و در تصمیمی که قرار است بگیرید، تجدید نظر کنید.

۴ - توصیه می‌کنم از مشاوره تخصصی در این زمینه بهره بگیرید، چرا که برای راهنمایی بهتر اطلاعات دیگری درباره راه‌های درمانی، انتظارات شما و همسرتان از زندگی مشترک و... نیاز است. (پریسا غفوریان - کار‌شناس ارشد روان‌شناسی بالینی/خراسان)

منبع: http://www.persepolisnews.ir




طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، ازدواج مجدد،
برچسب ها: سوال حقوقی، سوال، سوال از وکیل، وکیل، وکیل و سوال، سوال و وکیل، اجازه ازدواج مجدد برای بچه دار شدن،

تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

مشخصات سوال

مری  , artemis58
16 آذر 90 - 14:36
اجازه ازدواج مجدد به مردان
اطلاعات بیشتر : اگر مردی قبل از ازدواج بداند زنش نازا ست و بعد از ازدواج از دادگاه تقاضای ازدواج مجدد کند،طبق قانون این اجازه صادر میشود.آیا در این شرایط این حکم عادلانه و انشانی است؟


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
امیر  , hoghogh2000
90/9/16 (16:59)
سلام دوست گرامی . بله این حکم صادر می شود البته ثابت کردن این اطلاع قبل از عقد هم کمی کاره سختی است.
شاید درمورد این که حکم انسانی است یا نه کمی باید سکوت کرد زیرا چون احکام حقوقی کلی است قضاوت سخت است.
  • 100%

دیگر پاسخ ها

1.    90/9/16 (17:13)
یكی از دلایل صدور ازدواج مجدد بیماری یا نازایی زوجه است ولی دلیل كافی نیست یعنی باید برای دادگاه محرز شود كه مرد از لحاظ مالی قدرت اداره دو خانواده رادارد و اینكه می تواند عدالت را بین دو همسر برقرار كند مسائل معنوی و عاطفی را رعایت كند قدرت جسمانی بلحاظ برقراری رابطه زناشویی با دو همسر را دارد یا نه و در صورت احراز این شرایط اجازه ازدواج مجدد را صادر می كند .
2.    90/9/17 (09:05)
عقد یک رابطه دو یا چند نفر هست اگر قبل از ازدواج باشد پس فرد علم به نازی دارد و با این مشخصات با این خانم ازدواج کرده شاید حق اولاد برای مرد محترم شمرده شود اما قاضی می تواند با ازدواج موافقت نکند و از نظر فقه قابل استناد باشد اما از نظر کلی می تواند ازدواج کرد این بلاتکلیفی در تمامی قوانین ایران می باشد که یک نظر واحد نقل نمی شود
3.    90/9/17 (21:57)
به نام خدا
با سلام
در فرضی که شما مطرح کردید یک وضعیت را توضیح دادید ( مردی با خانم نازا ازدواج کرده ) و یک نتیجه گرفتید (بعد ازدواج از دادگاه تقاضای ازدواج مجدد میکند و طبق قانون این اجازه صادر میشود ) .
در واقع قسمت اول ارتباط چندانی با قسمت دوم ندارد . علم مرد به نازا بودن زوجه آنهم قبل ازدواج باعث میشود که مرد نتواند تقاضای فسق نکاح را بنماید ( فسق نکاح با طلاق تفاوت دارد ) .اما اینکه به همین علت دادگاه به راحتی به او اجازه ازدواج مجدد بدهد را نمیتوان آنگونه که شما گفتید پذیرفت . در واقع این موضوع دلیل قاطع و بلامنازع برای صدور ازدواج مجدد نیست . در چنین حالتی این مرد هیچ امتیازی نسبت به دیگران ندارد و مانند دیگران باید برای تحصیل اجازه مجدد همانند دیگران دلایل قانع کننده ای را به دادگاه ارایه دهد و تا آنجا که ما دیده ایم این مطلبی است به ظاهر ساده که عملا" بسیار سخت و چندان احتمال قویی هم به اخذ حکم مطابق خواسته در آن نمیرود .
لذا فرض شما بر اساس استدلال نادرست شکل گرفته و نتیجه گیری اتان بنظر چندان درست نیست .
در هر حال ازدواج مجدد حکمی از احکام الهی است . در مورد احکام الهی به سادگی نمیتوان اظهار نظر کرد و گفت خوب است یا بد . اگر به شما بر نخورد مثالی میزنم . سیلی عظیم و بنیان کن به راه افتاده و جریان دارد ، قوطی خالی کمپوتی که در مسیر سیل معلق است به زبان حال بگوید چرخش و اداره سیل دست من است ! . . .
لذا نمیتوان احکام الهی را به هر ضرورتی که باشد انکار یا مورد تحلیل منجر به تضعیف قرار داد . . .
4.    90/9/19 (20:41)
اگه بخوای از نظر انسانی به این قضیه نگاه کنی نه نباید اجازه داده بشه ولی از نظر قانون ما اره
5.    90/9/25 (00:07)
به نظر اگرعلت درخواست طلاق نازایی باشدکه مردباعلم خود این حق طلاق را ازخود ساقط کرده.درضمن نازایی جزشروط ضمن العقدمردنیست مضافا حق فسخ اگرمتصورباشدنیز این خیارعیب رازوج بدوا اسقاط کرده است.
اما می تواند ازموارد عسروحرج دانسته وباحفظ کل حقوق زن اول ازدواج دوم به شرط موصوف محقق شود.
منبع: http://www.cloob.com



طبقه بندی: ازدواج مجدد، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: ازدواج مجدد، اجازه ازدواج مجدد، زن دوم، ازدواج دوم، زن بعدی، تجدید فراش، زن دیگر،

تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393 | 10:49 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات

اگر مردی بدون کسب اجازه از دادگاه و بدون اطلاع همسرش اقدام به ازدواج با زن دیگری نماید (ازدواج موقت) آیا مجازات قانونی برایش وجود دارد؟ همسر این مرد چه شکایتی میتواند بکند؟

 طبق بند 10 م 8 ق حمایت خانواده همسر این فرد میبتواند تقاضای گواهی عدم امكان سارش نماید در مورد مجازات قانونی به نظر ما فكر نمیكنیم عمل شوهر جرم محسوب شود 

_________________

اگر مردی بدون کسب اجازه از دادگاه و بدون اطلاع همسرش اقدام به ازدواج با زن دیگری نماید (ازدواج موقت) آیا مجازات قانونی برایش وجود دارد؟ همسر این مرد چه شکایتی میتواند بکند؟

 شما نیز میتوانید از موارد 14 گانه یعنی شروط ضمن عقد نیز استفاده فرمائید جهت مطلقه نمودن خود چنانچه شروط 14 گانه را همسر شما امضا كرده باشد ضمنا در تالار خانواده ازدواج موقت را مطالعه فرمائید مشروحا پاسخهای مقتضی داده شده است لازم بذكر است كه برخی از مواد قانون حمایت خانواده نیز ملغی شده است . 

________________________________________

درسال81اختلاف شدیدبازوجه پیدا میشودثمره ازدواج دختری که هماکنون7ساله است زوج قصدطلاق نداردآیامیتوان بدون اخذحکم تمکین وازدواج مجددازدادگاه بدون اینکه طبق بند12عقدنامه حق طلاق برای زوجه محقق شود بصورت موقت ازدواج مجددنمود.لازم بذکراست زوجه پرونده رابطه نامشروع داشته"محکومیتش ثابت ومجازاتش نیزاجراشده است

 با توجه به شرط ضمن عقد ، ازدواج مجدد بدون رضایت همسر میتواند برای زوجه حق طلاق و استفاده از وكالت ضمن عقد (استفاده از بند12عقدنامه) را ایجاد نماید مگر اینكه این ازدواج با مجوز دادگاه باشد.

________________________________________

با سلام

در خصوص ازدواج مجدد مردی كه همسرش با استفاده از حق حبس از وی تمكین نمینماید و ظاهرا؛ این عدم تمكین وی نیز موجب نشوز او نمیباشد تكلیف چیست؟آیا ازدواج مجدد وی حق طلاق را برای زوجه متبادر مینماید یا خیر؟بنظر شما در صورت ایجاد حق طلاق برای زوجه بهترین شیوه برای زوج چیست؟لازم بذكر است چون بازپرداخت اقساط مهریه اغلب مستلزم سالهای متمادی زمان میباشد لذا زندگی تجردی كه زوج محكوم به آن گردیده با بسیاری از حقوق طبیعی وی در تضاد است آیا قانون در اینمورد چاره ای اندیشیده یا خیر؟

 بنظر میرسد ایفای این دو حق زوجه (حق حبس و حق استفاده از شرط ضمن عقد) ملازمه ای با هم ندارند و هر یك را مستقلا میتوان اعمال كرد با این توضیح كه حق حبس جدای از حق اجرای شرط ضمن عقد است و در صورت ازدواج مجدد زوج هر چند با مجوز دادگاه ، حق حبس زوجه و حق اجرای شرط ضمن عقد ساقط نمیشود و مورد قبل (فوق) كه بیان شد مربوط به وضعیت عادی است كه زوجه فارغ از حق حبس و بدون عذر موجه ، از تمكین خودداری میكند و زوج جز توسل به مجوز دادگاه چاره ای ندارد .

  ________________________________________

زوجه مدت سه سال است که منزل زوج را ترک نموده البته بعلت جرمی که خود مرتکب گردیده بود)حال علیه زوج بجهت ایجاد حق) طلاق برای خود:شکایت ازدواج مجددوترک انفاق طرح نموده است آنهم باادعای ازدواج عادی ودائم.وجهت این ادعاشهودنزد دادیارپرونده آورده است زوج کلیه ادعای زوجه واظهارات شهودراانکارنموده وجهت رد ادعاواظهارات شهودزوجه نیز4مردشناخته شده وموردوثوق نزددادیارمربوطه آورده وادای شهادت نمودندواینکه زوج جدیدا"دادخواست تمکین زوجه راتقدیم کرده که درشورای حل اختلاف درحال رسیدگی است شایان ذکراست حاصل این ازدواج دختری که محصل است و نزد زوج نگهداری میشود.لطفا" راهنمایی نماییدکه زوج جهت رهایی ازاین مخمصه چکاری بایدانجام دهد؟ 

1 - آیا زوج دادنامه ای مبنی بر تمکین زوج در اختیار دارد یا خیر در جریان رسیدگی است؟

2 - اگر قبل از دادنامه تمکین بدون اجازه از دادگاه اقدام به ازدواج مجدد دائمی نموده است بلی جرم کیفری و دلیلی بر عسر و حرج زوجه می باشد

یعنی هم باید جرم کیفری خودش را تحمل کند و هم زوجه می تواند طلاق بگیرد

_______________________________________

پرونده تمکین درجریان رسیدگی است وازدواج مجددی صورت نگرفته که جرم باشد آیابصرف ادعاوشهادت شهود زوجه باتوجه به ردشهادت شهودباشهادت شهودمعرفی شده توسط زوج ازدواج مجددباطرح شکایت ازناحیه زوجه قابل اثبات است؟

 خیر شهادت لازم نیست شهادت برای زمانی است که نشود با سند و دلیل اثبات کرد

نه شما شهاد لازم داریئ نه ایشان اگر مدعی می گوید شما ازدواج کردین خوب این ازدواج باید جای ثبت شود

شاهد لازم نیست

 مردی كه بدون اجازه زوجه اولش همسر دیگری انتخاب كند حتی اگر به صورت ازدواج موقت نیز باشد قانونگذار به زوجه این حق را داده است در صورت تمایل به دادگاه مراجعه وبا حفظ حق و حقوق خود را مطلقه نمایدبا این تو ضیح كه طلاق علی الاصول حق طبیعی مرد است و ماده 1133 قانون مدنی ان را بیان نموده واز نظر فقه اسلامی زن حق طلاق بطور طبیعی را ندارد اما بصورت شرط ضمن عقد نكاح میتواند این حق را كسب نماید.البته طبق اصلاحیه مورخ4/9/1381یك تبصره به ماده 1133قانون مدنی افزوده شده است كه مطابق این تبصره زن نیز میتواند مطابق مواد 1119.1129.1130قانون مدنی از دادگاه درخواست طلاق نماید

شرایط قبول درخواست ازدواج مجدد برای مرد از طرف قاضی چیست؟؟

 در مورد شرایط قبول ازدواج مجدد برای مرد بایستی عرض كنم دادگاه مواقعی كه مردی درخواست ازدواج مجدد میكند از همسر اول وی دعوت بعمل می اورد واز اوتحقیق میكند وپس از احراز عدالت وتمكن مالی زوج وتعیین وظایف پس از ازدواج مجدد نسبت به صدور اجازه ازدواج اقدام مینماید.

 یاد اور میشود كه از نظر قانون حمایت خانواده اجازه ازدواج مجدد از سوی دادگاه فقط در موارد ذیل صادر میشود:

 1-رضایت همسر اول

2-عدم قدرت همسر اول به ایفای وظا یف زناشویی

3-عدم تمكین زن از شوهر

4-ابتلا به جنون یا امراض صعب العلاج بنحوی كه دوام زوجیت برای شوهر مخاطره امیز باشد یا فسخ نكاح ممكن نباشد

5-محكومیت به حكم قطعی به مجازات 5 سال حبس یا بیشتریا جزای نقدی كه بر اثر عجز از پرداخت ان بیش از5 سال بازداشت شود

6-ابتلا زن به هر گونه اعتیاد مضری كه تشخیص دادگاه به اساس زندگی خلل وارد اوردوادامه زندگی زناشویی را غیر ممكن نماید

7- ترك زندگی خانوادگی از طرف زن به تشخیص دادگاه

8-عقیم ونازا بودن زن

9-غایب مفقودالاثر شدن زن با رعایت ماده1029 قانون

موفق باشید

منبع: http://mhjohar.blogfa.com




طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، ازدواج مجدد،
برچسب ها: ازدواج مجدد، اجازه ازدواج مجدد، زن دوم، ازدواج دوم، زن بعدی، تجدید فراش، زن دیگر،

تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
--  آیا برای اجرای صیغه طلاق که زن متقاضی آن به علت عسر و حرج است باید وجهی به شوهر بپردازد یا از مهریه اش گذشت کند؟
پاسخ: خیر در مواردی که عسر و حرج زوجه برای دادگاه ثابت شود صدور حکم طلاق و اجبار زوج به طلاق مشروط و موکول به پرداخت مال یا گذشت از مهریه از سوی زوجه نیست .

پرسش: مصادیق عسر وحرج کدامند ؟
پاسخ: هرگاه برای زن در زندگی مشترک وضعیتی به وجود بیاید که ادامه زندگی برای او همراه با مشقت باشد به نحوی که به طور عادی تحمل آن مشکل باشد، می تواند برای طلاق به دادگاه مراجعه کند ودادگاه پس از بررسی موضوع اگر شرایط را برای زن غیر قابل تحمل تشخیص داد به درخواست او پاسخ مثبت می دهد. مصادیق عسر و حرج درقانون عبارتند از:
1- ترک زندگی خانواده توسط شوهر حد اقل به مدت شش ماه متوالی یا 9ماه متناوب بدون عذر موجه.
2- اعتیاد شوهر به مواد مخدر یا ابتلای او به مشروبات الکلی و امتناع زوج از ترک آنها یا عدم امکان الزام شوهر به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
(در صورتی که زوج به تعهداتش عمل نکند و یا پس از ترک دوباره به مصرف مشروبات الکلی یا موادمخدر روی آورد با درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد.)
3- محکومیت قطعی شوهر به حبس پنج سال یا بیشتر.
4- ضرب و جرح یا فحاشی یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زن قابل تحمل نباشد.
5- ابتلاء شوهر به بیماری های صعب العلاج روانی یا مسری یا هر عارضه صعب العلاج دیگر که زندگی مشترک را مختل کند مثل بیماری سارس یا ایدز.
علاوه بر موارد مذکور در هر موردی که دادگاه تشخیص دهد زن در عسر و حرج قرار گرفته با درخواست زوجه حکم طلاق صادر می کند.

-- آیا طلاقی که با درخواست زوجه به واسطه عسر و حرج صورت می گیرد از سوی شوهر قابل برگشت و رجوع است؟
پاسخ: طلاق، طلاق رجعی محسوب نمی شود زیرا اگر شوهر بتواند رجوع کند دیگر از عسر و حرج زوجه رفع اثر نخواهد شد و درخواست زوجه برای طلاق و عمل دادگاه لغو و بیهوده خواهد بود.

 

-- آیا در ازدواج موقت هم زوجه می تواند به واسطه عسر و حرج زندگی مشترک را پایان دهد؟
پاسخ: بله گر چه در ازدواج موقت زوجین از آزادی بیشتری برخوردارند و حقوق و تکالیفی که این نوع ازدواج برای زوجین به وجود می آورد کمتر از ازدواج دایم است ولی در عین حال در مواردی که ادامه زوجیت موقت برای زوجه ایجاد مشقت کند و این موضوع برای دادگاه ثابت شود در این صورت دادگاه می تواند حکم به اجبار زوج به بذل بقیه مدت باقیمانده از ازدواج موقت کند و اگر این اجبار ممکن نشود حکم به انحلال زوجیت و قطع بقیه مدت ازدواج صادر کند.


 -- آیا در صورت نشوز زوج زن می تواند درخواست طلاق به واسطه عسر و حرج کند؟
پاسخ: درصورت عدم ایفای وظایف زوجیت از سوی شوهر ممکن است برای زوجه عسر و حرج به وجود بیاید و زن می تواند به دادگاه رجوع و تقاضای طلاق کند و اگر عسر و حرج را در دادگاه ثابت کند دادگاه می تواند شوهر را به طلاق اجبار کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن و اجازه دادگاه طلاق داده می شود.

 -- آیا کراهت زوجه از شوهر موجب عسر و حرج برای زوجه می شود؟


پاسخ: صرف کراهت زوجه عنوان عسر و حرج ندارد و نمی تواند مصداق آن باشد زیرا کراهت با عسر و حرج فرق می کند که اصطلاحا طلاقی که بر مبنای کراهت زن نسبت به شوهرش صورت می گیرد طلاق خلع نام دارد. یعنی طلاقی که زن به واسطه کراهت از شوهرش در مقابل مالی که به شوهر می دهد از او طلاق می گیرد. اما اگر دادگاه پس از انجام تحقیقات و رسیدگی های معمول تشخیص دهد که نفرت زوجه از شوهر به حدی است که ادامه زوجیت را برای زن غیر ممکن می سازد و موجب عسر و حرج اوست می تواند حکم به طلاق برمبنای عسر و حرج صادر کند که در این حالت زن تکلیفی به پرداخت مالی به شوهر ندارد.

منبع: http://mansourehroostaei.blogfa.com




طبقه بندی: طلاق بر مبنای عسر و حرج زن، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: عسر، حرج زن، عسر زن، سختی زندگی، زندگی غیر قابل تحمل، عسر و حرج زن، عسر و حرج زوجه،

تاریخ : یکشنبه 2 شهریور 1393 | 12:29 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
یکی از موارد تقاضای زن برای طلاق ، عسر و حرج است. پرسش من این است که عسر و حرج به چه معناست؛
با تشکر زهرا. ف از تهران
وکیل: طبق ماده 1130 قانون مدنی ، «در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد ، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنان که عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد ، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.» تبصره این ماده نیز چند مورد از موارد عسر و حرج را به صورت تمثیلی بیان کرده است.
به این معنا که موارد دیگری نیز که در این ماده ذکر نشده است ، در صورت داشتن شرایط، می تواند مشمول عنوان عسر و حرج شود. تبصره چنین می گوید: عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه کند و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز از سوی دادگاه صالحه از مصادیق عسر و حرج است:
- ترک زندگی خانوادگی از سوی زوج حداقل به مدت 6 ماه متوالی یا 9 ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر یا اعتیاد به مشروبات الکلی که براساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند یا امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل نکند یا پس از ترک ، مجددا به مصرف موارد مذکور روی آورد ، بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد.
- محکومیت قطعی زوج و حبس 5سال یا بیشتر.
- ضرب و شتم یا هر گونه سوئرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
- ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا مساوی یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل کند.
موارد مندرج در این ماده ، مانع از آن نیست که دادگاه در دیگر مواردی که دادگاه عسر و حرج را احراز کند، حکم طلاق صادر نماید.
منبع: http://www1.jamejamonline.ir



طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، طلاق بر مبنای عسر و حرج زن،
برچسب ها: سوال حقوقی، سوال، سوال از وکیل، وکیل، وکیل و سوال، سوال و وکیل، معنای عسر و حرج،

تاریخ : یکشنبه 2 شهریور 1393 | 12:02 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
وکالت طلاق
 ســوال:
با سلام این جانب وکالت عادی در یک برگ a4با تمام اوصاف حقوقی مثل وکالت محضری ازهمسرم بعنوان وکالت وتعهد نامه جهت طلاق اخذ نمودم وقرار شد طبق این متنی که عرض کردم همسرم در دفترخانه حاضر ووکالت نامه محضری را نیز تنظیم نمایدحال وی حاضر بانجام این وکالت وتعهد نیست که امضاءواثر انگشت نموده لذاسوال بنده این است که
1-این وکالت نامه با توجه باینکه دقیقا متن ان عین وکالت محضری است کاربرد قضایی دارد
2-من میتوانم همسرم را باتوجه باینکه این وکالت وتعهد را بمن داده مجبور بانجام تعهد نمایم(حضوردردفترخانه ومحضری دادن وکالت نامه)
3-ایا میتوانم با همین برگه مستقیم به دادگاه خانوا ده مراجعه وتقاضای طلاق نمایم


پاســـخ:
با سلام
این وکالتنامه ارزش وکالت محضری را ندارد اما در محکمه می تواند مورد قبول واقع شود .شما باید اول صحت ان را در محکمه اثبات و سپس اجرای ان را از وی بخواهید . در صورتی که دادگاه رای صادر نماید ان وقت می توانید بر اساس ان مثل وکالتنامه رسمی محضری عمل کنید . توصیه می گردد با وکیلی در این زمینه مشورت نمایید . موفق باشید .



طبقه بندی: وکالت در طلاق، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: طلاق، وکالت در طلاق، وکالت طلاق، طلاق زن، طلاق بوسیله زن، طلاق از سوی زن، طلاق وکالتی،

تاریخ : یکشنبه 2 شهریور 1393 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
مراحل استفاده از وکالت در طلاق
اطلاعات بیشتر : سلام
دوستان لطف کنن بفرماین مراحل اجرای اون چیه.و به چه نحو باید از اون استفاده بشه.و آیا حظور و رضایت مرد هم نیازه ؟؟



-
بهترین پاسخ
مارتینی م , exir_mishel

سلام

در خصوص نوع طلاق وكالتى توسط زوجه باید گفت از آنجا كه وكیل داراى‏كلیه اختیارات تفویض شده موكل است،نوع طلاق به انتخاب زوجه است و اومى‏تواند با انتخاب نوع طلاق، خود رامطلقه كند و در صورت انتخاب طلاق‏خلع و بذل فدیه - كه معمولا قسمتى ازمهریه یا نفقه معوقه مى‏باشد از جانب‏زوج قبول بذل نموده و خود را مطلقه‏مى‏كند. حال چنانچه زوجه طلاق رجعى‏را انتخاب كند، مى‏تواند كلیه حقوق‏خویش را همچون مهریه مافى القباله ونفقه ایام، از زوج مطالبه كند. در عوض‏براى زوج نیز امكان رجوع در ایام عده‏محفوظ است; هرچند عملا هیچگاه‏زوجه چنین انتخابى نمى‏كند و با بذل‏قسمتى هرچند ناچیز از مهریه امكان‏رجوع را از زوج سلب مى‏كند. در طلاق‏بائن نیز مى‏تواند مطالبه مهریه كند حتى‏بدون درخواست و وقوع طلاق نیزمى‏تواند مهریه را وصول كند. مطالبه‏مهریه ربطى به طلاق بائن یا رجعى ندارد.اما طلاق اگر خلع یا مبارات باشد بائن‏است.


دیگر پاسخ ها

1.   
دوست عزیز سلام:
اولا - بطور كلی و علی الاطلاق زن برای طلاق (به هر شكل و به هر عنوان و تحت هر شرایطی) باید برای دادگاه دلیل ارائه نماید.
تبصره ذیل ماده 1133 قانون مدنی.

ثانیا - طبق ماده 1119 همان قانون زن میتواند در عقد شرط و شروط صحیحی برای مرد بگذارد كه اگر در آینده مرد خلاف شرط عمل كرد زن خود را به وكالت از مرد طلاق دهد.
كه لازمه آن هم اثبات تحقق شرط برای دادگاه است.
نتیجه اینكه وكالت در طلاق به مفهوم این نیست كه زن هر وقت كه دلش خواست برود دادگاه و تقاضای طلاق كند. حتما باید دلیل داشته باشد
ضمن اینكه وكالت نمیتواند علی الاطلاق باشد حتما می بایست معطوف به یك موضوع صحیح باشد.
موفق باشید. احمدی.

2.   
سلام دوست عزیز:
من دوست دارام خیلی عامیانه و نه تخصصی این موضوع رو واسه شما توضیح بدم.
مرد با مراجعه به یکی از دفتر اسناد رسمی و در قبال پرداخت مبلغ اندکی وکالت نامه ای مبنی بر این که زوجه می نواند با مراجعه به وکیل خود را مطلقه ( طلاق بگیرد) تنظیم میکند.
سپس زوجه با مراجعه به وکیل و ارایه وکالت نامه وکیل می گیرد منتها برای مرد نه برای خودش
پس زوجه یک ظرف دعوا می شود و وکیل از جانب شما طرف دیگر
وکیل دادخواست طلاق توافقی به دادگاه می دهد و زن در قبال بخشش مقداری از مهریه ( بیشتر ، کمتر ، معادل آن) طلاق داده می شود
در حین طلاق بایست تکلیف حضانت( نگهداری) فرزندان مشترک
و ادعاهای مالی نسبت به هم معلوم شود
و در نهایت طلاق زوجه داده می شود و زوجه با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت ازدواج و طلاق ، اقدام به ثبت طلاق می کند
در این نوع طلاق احتیاجی به حضور شوهر نیست و وکیل او ( که زوجه به او مراجه کرده) به نیابت از شوهر اقدام می کند
در چند مورد طلاق توافقی که اخیرا داشتم رویه دادگاه ها بر این منوال است
اگر کمکی بود در خدمتم
3.   
سوال شما بسیار کلی و مبهم است. معلوم نیست منظور از وکالت در طلاق وکالت زوجه از سوی زوج است . وکالت ثالث از سوی زوج است . وکالت ثالث از سوی زوجه است. وکالت وکیل دادگستری از سوی هر کدام است . و اقسام دیگر آن . ضمنا بازهم معلوم نیست که منظورتان از وکالت مراحل ثبت وکالت و تشریفات ثبت آن است و یا شرایط ماهوی (قرار دادی آن-)
البته در توضیح سوال گویا منظورتان شرایط شکلی و تشریفات آن است . که باید عرض شود به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنید . فرم مخصوصی هست که شرایط لازم در آن درج شده و اگر از سوی شوهر وکالت داده شود فقط حضور ایشان کفایت می کند .
4.   
استفاده از دکالت در طلاق مراحل خاصی نداره و همین که زن از طرف مرد چنین وکالتی داشته باشه کافیه تا با انتخاب و تصمیم خودش اقدام به مطلقه کردن خودش بکنه و نوع طلاق رو هم مخیره تا خودش انتخاب بکنه. (ولی خودمونیم خاک بر سر مردی بشه که وکالت طلاق به زنش بده)
5.   
دوست عزیز سلام:
اولا - بطور كلی و علی الاطلاق زن برای طلاق (به هر شكل و به هر عنوان و تحت هر شرایطی) باید برای دادگاه دلیل ارائه نماید.
تبصره ذیل ماده 1133 قانون مدنی.

ثانیا - طبق ماده 1119 همان قانون زن میتواند در عقد شرط و شروط صحیحی برای مرد بگذارد كه اگر در آینده مرد خلاف شرط عمل كرد زن خود را به وكالت از مرد طلاق دهد.
كه لازمه آن هم اثبات تحقق شرط برای دادگاه است.
نتیجه اینكه وكالت در طلاق به مفهوم این نیست كه زن هر وقت كه دلش خواست برود دادگاه و تقاضای طلاق كند. حتما باید دلیل داشته باشد
ضمن اینكه وكالت نمیتواند علی الاطلاق باشد حتما می بایست معطوف به یك موضوع صحیح باشد.

6.   
zan mitone vekalalate motlagh baraye talagh begire albate age shohar razi bashe
va bayad be daftar khone moraje kard
7.   
1)مراجعه به دادگستری وتهییه وتنظیم دادخواست
2)تحقق شرط واثبات آن
3)تخلف موكل
4)درصورت طی مراحل فوق وعدم نتیجه سعی داور درجهت صلح پس ازصدوررای دادگاه بدون نیاز به حضور مرددردفترخانه صیغه جاری می شود.
منبع: http://www.cloob.com



طبقه بندی: سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی، وکالت در طلاق، طلاق (تمام مطلب)،
برچسب ها: طلاق، وکالت در طلاق، وکالت طلاق، طلاق زن، طلاق بوسیله زن، طلاق از سوی زن، طلاق وکالتی،

تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
بدنبال اختلافاتی که با همسرم داشتم، ایشان همراه چندین نفر از بستگان خویش به منزل مشترک مراجعه و بدون حکم رسمی اقدام به بردن جهیزیه نمودند. من هم به پلیس اطلاع دادم و پلیس هم همان موقع جهیزیه را صورتجلسه کرد. اگر چنانچه خانواده همسرم می خواستند به شکل قانونی برای استرداد جهیزیه عمل کنند چه مدت طول می کشید و چه مراحلی را باید طی می کردند



در صورت ممانعت زوج . زوجه با طرح دادخواست استرداد جهیزیه و تقاضای دستور موقت وسپردن خسارت احتمالی به میزان حدود 10%ارزش جهیزیه ظرف یک روز هم می تواند اموال خویش را در اختیار بگیرد
منبع: http://azdta.blogfa.com



طبقه بندی: جهیزیه، سامانه پاسخگوئی به سوالات حقوقی،
برچسب ها: حکم جهیزیه، جهیزیه، وسایل خانه، ماهیت جهیزیه، چرایی جهیزیه، جهیزیه خانه، وسایل زن،

تاریخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : مهدی رحمانی منشادی | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


البوم94-بنیامین بهادری


كد كج شدن تصاویر

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز